اولین دیدار
بالاخره روز موعود فرا رسید
.مامانی امروز به خاطر شما از صبح مرخصی گرفتم و خونه موندم تا بعد ازظهر همراه بابایی بریم دکتر .ولی متاسفانه بازهم بابایی رو تو مطب راه ندادن
نوبت ما شد و رفتیم داخل بعد از یک سری سوال کلی درباره شما رفتیم روی تخت واسه سونوگرافی
.وااااااااااااااااااااای مادر،نمی دونی چه لحظه قشنگی بود وقتی دیدمت و صدای زیبای قلبت رو شنیدم.
خانم دکتر سلامتت رو تایید کردو گفت تو این مدت حسابی هم بزرگ شدی ، ولی از نظر من خیلی کوچولو بودی![]()
و ما یعنی من و شما خوشحال و شاد و خندان به همراه عکس قشنگت از مطب اومدیم بیرون و خبر خوب سلامتی شما رو به بابایی دادیم و با هم حسابی شادی کردیم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین دیدار 

